مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
در هجوم جذر و مد بیکسیها ساحلی صحـن تو دریا و عـالم قـطرۀ ناقـابلی چشم در چشم ضریحت عرض حاجت کردهام نیست بین بـنـده و ارباب اینجا حائـلی باز از کـارم گـره مثل همیـشه باز شد تا که دل بستم به بست شیخ حرّ عاملی آب سقاخانه بعدش هم غذای حضرتی من چه میخواهم دگر، بهبه چه عیش کاملی رو به گـنبد کنج گوهرشاد باران حرم آه با این وصف میماند مگر درد دلی کفش نه دل را به خدّامت امانت دادهام یا امـینالله! دل بسته به لطـفـت سائلی روزه و حج و زکات و خمس جای خود ولی جز ولای تو ندارم روز محشر حاصلی |